نمی نویسم چون حس می کنم دنیا انقدر افتضاح شده که از معجزه ای که احتمال داشت ازین وبِ نقلی شروع بشه، ناامید شم. آره... من نویسنده ی این وبم و خیلی خیلی عصبانیم از گرگای زمونه... نمی خوام بگم من آدمِ خوبیم و گیرِِ هشت میلیارد آدمِ بد افتادم و فلان... اما حقیقت اینه که هممون داریم آلزایمر می گیریم. یادمون رفته خدای اون بالارو... یادمون رفته آدمای اطرافمونو که اصولا جزوِ روزمرگی هامون حسابشون میکنیم... ازشون گله می کنیم... غیبتشونو می کنیم و یا اصلا آدم حسابشون نمی کنیم تا روزی که دیگه نباشن!! برای همینه که تو دینمون و حتی کتابای روانشناسی که در مورد شاد بودن حرف می زنن و گاها قپی میان هم اشاره شده.. برای رسیدن به شادی واقعی فکر کردن به مرگ قدم مهمیه. اون وقته که باید قدر لحظه ها و آدما و حتی گرفتاریا و بدبختیارو دونست و با تموم وجود عاشقشون بود!
ولی ما یه مشت آدم آهنی کوک شده هستیم که تو برناممون دوست داشتن، گاهی وقتااا خوب بودن، خندیدن و تمایل به پرستش فردی که نمیتونه جز خدا باشه و اطاعت از دستوراتش هم نوشته شده. اما ما
خیانت می کنیم... دو رو هستیم... الکی از دست هم عصبانی می شیم و همدیگه رو عصبانی می کنیم و کینه به دل می گیریم یا دروغ میگیم "در دوست داشتن"
خوبیمااا ولی یه هو میزنه زیر دلمون و می شیم یه سری لذت طلب که هر کاری بخوان می کنن که تو اون لحظه کیف کنن... بعدشم به جهنم حتما!!!
می خندیما... ولی با به سخره گرفتن و ادا دراوردن و ابتذال و حرکات سخیفی که به حساب آزادی اونا رو مشکل نمیدونیم.
و امان از پرستشمون که پول و ماشین و خونه و شهوت و بهترین بودن به هر قیمتی و در مجموع شیطآن پرستیه :)
عزیزان قرن ۲۱ که به شیطان اعتقاد ندارید! اگه دقت کنید و وجداانتونو (اگه یه درصد بهش اعتقاد دارید) یا فطرتتونو (در صورتی که تکذیبش نمی کنید و به عادت و تکامل ربطش نمی دید) قاضی کنید می فهمید که داریم می شیم دست پرورده های شیطآنی که وجود نداره، اما معلم خوبی بوده :)
بیاین یه کاری کنیم لطفا :(
کسی که همه جوره هوامونو داشته و داره....ما را در سایت کسی که همه جوره هوامونو داشته و داره. دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 82